تبليغاتX
وعشق...

وعشق...

...دستامو بگیر ...نذار تنها بمونم ...بی تو دیگه نمیتونم

 

... و زمان چه ساده گذشت

به دالان ذهن هاي پوچ خير و مدهوش مينگرم

تيك تاك ساعتي كه گذر عقربه هايش به سوي گذشته است

و زجه هاي دلخراش گلهاي قالي        كه زيرپاي

آشنايان غريب له شده اند

ستارگاني  كه ديگر از چشمك پراني افتاده اند

انشاء بي موضوعي را از بر ميكنم

تا همچون ديروزهاي سپري شده

از ياد برمش...

...

چه زهر تلخيست صداي غار غار كلاغاني

 كه ديگر از سياهي هيچ نمي دانند!

و از سياهيشان جز سپيدي چيزي نمانده

كه آن هم از روح سرد و خاموششان است

آن كه بو كه ميگفت وقت همچون طلاي نابي است؟؟!

كه ديگر نيست...

و تيك تاك ساعتي كه از رفتن به آينده شرمگين است...

...

 

 


جمعه بیست و سوم مرداد 1388 |

 

ای ستاره ها

ای ستاره ها که بر راز آسمان

با نگاه خود اشاره گر نشسته اید

ای ستاره ها که از ورای ابر ها

بر جهان ما نظاره گر نشسته اید

 

آری این منم که در دل سکوت شب

نامه های عاشقانه پاره میکنم

ای ستاره ها اگر به من مدد کنید

دامن از غمش پر از ستاه میکنم

 

با دلی که بوئی از وفا نبرده است

جور بیکرانه و بهانه خوشتر است

در کنار این مصاحبان خود پسند

ناز و عشوه های زیرکانه خوشتر است

 

ای ستاره ها چه شد که در نگاه من

دیگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد؟

ای ستاره ها چه شد که بر لبان او

آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد؟

 

جام باده سرنگون وبسترم تهی

سر نهاده ام به روی نامه های او

سر نهاده ام در میان این سطور

جستجو کنم نشانی از وفای او

 

ای ستاره ها مگر شما هم آگهید

از دروئی و جفای ساکنان خاک

کائنچنین به قلب آسمان نهان شدید

ای ستاره ها .ستاره های خوب و پاک

 

من که پشت پا زدم به هر چه هست ونیست

تا که کام او ز عشق خود روا کنم

لعنت خدا بر من اگر به جز جفا کنم

زین سپس به عاشقان با وفا کنم

 

ای ستاره ها که همچو قطره های اشک

سر بدامن ساه شب نهاده اید

ای ستاره ها کز آن جهان جاودان

روزنی بسوی این جهان گشاده اید

 

رفته است و مهرش از دلم نمیرود

ای ستاره ها . چه شد که او مرا نخواست؟

ای ستاره ها.ستاره ها.ستاره ها

پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟

                                                           (فروغ فرخزاد)


سه شنبه نهم تیر 1388 |

 

من بازم برگشتمممممممممممم...

سلام   من بازم اومدم    از همهی دوستان عزیزی که در این مدت به یادم بودن ممنونم هیچکسمجتبی عزیز(اومیدوارم حالت خوب شده باشه)و ژاله گلی عزیزو... از همتون ممنونم

واما  آپ...

دوباره دست های تو

آن دست های قدر عاشق

هم سان یک شکوفه          یک گل

                                                    خواهد شکفت

وخورشید خواهی گشت

برفراز دیوار های سیاه

همیشه خوش آفتاب            همیشه بی فروغ 

                                  (خسرو گلسرخی)

 

 

 

 

کاش می شد با سکوت دعوا کنیم

زندگی را در بهار معنا کنیم

کاش می شد در خزان بی کسی

دوستی را در غزل پیدا کنیم

کاش می شد ماتم امروز را

آرزوی خوب فردا ها کنیم

کاش می شد با خدا ماوا کنیم

از قفص های گناه پروا کنیم...

 

 

خوش باشید


شنبه شانزدهم خرداد 1388 |

 

 

سلام عزیزان مریم  من دوست مری هستم  ایشون بعلت برودت هوا فعلا نمیان  اگه امری بود من بهش میگم در خدمتم

اینم آدرس وبم...

www.dardoranj.blogfa.com

 


سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 |

 

رازی را به من مگو...

نگاه کن!

شاید که زندگیفرصتی بی بدیل به من و تو داده است

                                                           ت به گونه ای متفاوت همدیگر را را ببینیم.

و شاید تمامی این حواث

                                  بهانه ایست برای دوباره دیدن...

                                                                               دیدن تو زندگی و یکدیگر.

نگاه میکنم...

                     تو را و خودم را

                                            با چشم هایی که نه از قطرات اشک

                                                                                                بلکه برای بهتر دیدن

                                                                                                                 پر آب گشته اند.

                   

                                    من و تو نگاهی دوباره به هم میکنیم


دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 |

 

...؟؟؟

همه لرزش دست و دلم

از آن بود که عشق

پناهی گردد...

پروازی   نه  

گریز گاهی گردد

ای عشق             ای عشق

چهره آبیت پیدا نیست!

و خنکای مرحمی

بر شعله زخمی

نه شور شعله

به سر مای درون

ای عشق          ای عشق

چهره سرخت پیدا نیست

غبار تیره تسکینی

به حضور وهن

ورنج های

بر گریز حضور

سیاهی

به آرامش آبی

و سبز برگچه بر ارغوان

ای عشق          ای عشق

رنگ آشناییت پیدا نیست

                                                 <<شاملو>>


یکشنبه ششم بهمن 1387 |

 

بخاطر دوستم....

 

سكوت دوستی است كه هرگز خیانت نمی‌كند.


:. سفر هزاران كیلومتر، با اولین قدم آغاز می‌شود.


:. توان ما، هرگز از عهده انتظاراتی كه از آن داریم برنمی‌آید.


:. یادت باشد، مهم نیست به كجا می‌روی، كافیست

 قدم برداری، آنجا خواهی بود.


:. همه چیز زیباست، اما همه كس این زیبایی را نمی‌بیند.


:. اگر زندگی را نشناسیم، چگونه می‌توانیم مرگ را بشناسیم؟


:. تا وقتی توقف نكرده‌اید، مهم نیست چقدر آهسته حركت می‌كنید.


:. زندگی واقعا ساده است، اما ما اصرار داریم آنرا پیچیده كنیم.

 


دوشنبه بیست و سوم دی 1387 |

 

نقطه پایان

شبنم چشمان زلالت را می ستایم

لمس میکنم

وترانه ای سر میدهم

صدایت را با دستان مرئی نوازش میکنم

خان خان تار و پود وجودت را میشناسم

احساس دلنشین است          بودن                اندیشیدن

چشمانی اشک آلود

ولبخندی بر لب

نشانی است از تو ...

وتو...

وتو نشانی از من...

نگاه فروزانت را به اسارت چشمان بسته ی خود میبرم

میگویم ...            و باز میگویم...

تا به پایان این نقطه...

میگویم...

وابن بار میگویم ومیروم

میروم به پایان آن نقطه که  کنار هم باشیم

ونقطه پایان

من وتو...

ما...

 


سه شنبه پنجم آذر 1387 |

 

در انتظار کسی هستم

در انتظار کسی هستم که طلوع عشق را به قلب من هدیه بدهد

در انتظار کسی هستم که با زیبایی کلامش مرا در عشق خود غرق کند

در انتظار کسی هستم که تنم اغوشش را می طلبد

در انتظار کسی هستم که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد

در انتظار کسی هستم که سرم شانه هایش را می طلبد

در انتظار کسی هستم که تنهایی او تنهایی من است

در انتظار کسی هستم که که قلبم برای داشتنش عمری صبر میکند

و در انتظارت خواهم ماند...

 


شنبه دوم آذر 1387 |

 

اگه...دوستم خواهي داشت

If i reached for your will u hold it ?

If i holdout my arms will u hug me?

If i go for your lips will u kiss me ?

If i capture ur heart will you love me?

اگه دستام به دستات برسه تو اونا رو خواهي گرفت؟

اگر بازو هامو به روي تو باز كنم منو در آغوش خواهي گرفت؟

اگه به طرف لبات بيام منو مي بوسي؟

اگر قلبت رو اسير كنم دوستم خواهي داشت؟

 

 


یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 |

 

زندگي چيست؟

اگر خنده است چرا گریه میکنیم؟!

اگر گریه هست چرا می خندیم؟!

اگر مرگ است چرا زندگی میکنیم؟!

اگر زندگي است چرا ميميريم؟!

اگر عشق است چرا به آن نمي رسيم؟!

گر عشق نيست چرا بي آنكه بخواهيم عاشق ميشويم؟!

واما زندگي چيست؟؟؟

 

 


چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 |

 

صدام کن...

سلام حال شما ؟؟؟خوبین؟؟؟ خوشین؟؟؟

این روز عزیزو به همه ی شما تبریک میگم

و اما اصل مطلب...

صدام کن...

در آن دور دستها شاید...

شاید انجا باشی که سرخی غروب...

آسمان را از زمین ...جدا میکند...

در آن دور دستها شاید کسی در انتظارم باشد...

چند قدم تا تو مانده...

چند شب دیگر باید بی قرار بود؟...

چند ستاره تا خدا مانده است؟...

درآن دور دستها ...

شاید...

نه تو نیستی تنها خیال توست...

تنها خاطره ای از چشمان تو...

در آن دور دستها شاید مرگ در انتظارم باشد...

...

باید بروم...

 

 


دوشنبه بیستم آبان 1387 |

 

آرامش به باد عشق

دخترو پسري با سرعت ۱۲۰ سوار بر موتور

دختر:آرومتر من مي ترسم

پسر:کنه خوش مي گذره

دختر:نه خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه

پسر:پس بگوکه دوسم داري

دختر:باشه باشه دووست دارم حالا خواهش ميکنم آرومتر

پسر:حالا محکم منو بغل کن

(دختربغلش کرد)

پسر:کلاه ايمنيمو بردار بذار سرت اذيتم ميکنه

                                          روزنامه ها روز بعد...

موتورسيکلتي با سرعت۱۲۰ به ساختمان اصابت کرد

موتور دونفر سرنشین داشت اماتنها یکی نجات یافت

حقیقت این بود اول سر پایینی پسری که سوار برموتور بود

متوجه شد ترمز موتر بریده است

اما نخواست دخر بفهمد

در عوض خواستیک بار دیگر بشنودکه

دوستش دارد

برای آخرین بار گرمای آغوشش راحس کند

وبخواد با گذاشتن کلاه روی سرش زنده بماند

بااینکه خودش...


یکشنبه نوزدهم آبان 1387 |

 

عشق واقعی

چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .
رنگ چشاش آبی بود .
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ…
وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .
دوستش داشتم .
لباش همیشه سرخ بود .
مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …
وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.
دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .
دیوونم کرده بود .
اونم دیوونه بود .
مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد .
دوست داشت من به لباش روژ لب بمالم .
می دونست وقتی نگام می کنه دستام می لرزه .
اونوقت دور لباش هم قرمز می شد .
بعد می خندید . می خندید و…
منم اشک تو چشام جمع میشد .
صدای خنده اش آهنگ خاصی داشت .
قدش یه کم از من کوتاه تر بود .
وقتی می خواست بوسش کنم ٫
چشماشو میبست ٫
سرشو بالا می گرفت ٫
لباشو غنچه می کرد ٫
دستاشو پشت سرش می گرفت و منتظر می موند .
من نگاش می کردم .
اونقدر نگاش می کردم تا چشاشو باز می کرد .
تا می خواست لباشو باز کنه و حرفی بزنه ٫
لبامو می ذاشتم روی لبش

داغ بود وقتی می گم داغ بود یعنی خیلی داغ بود .
می سوختم .
همه تنم می سوخت .
دوست داشت لباشو گاز بگیرم .
من دلم نمیومد .
اون لبامو گاز می گرفت .
چشاش مثل یه چشمه زلال بود ٫صاف و ساده …
وقتی در گوشش آروم زمزمه می کردم : دوستت دارم ٫
نخودی می خندید و گوشمو لیس می زد .
شبا سرشو می ذاشت رو سینمو صدای قلبمو گوش می داد .
من هم موهاشو نوازش میکردم .
عطر موهاش هیچوقت از یادم نمیره .
شبای زمستون آغوشش از هر جایی گرم تر بود .
دوست داشت وقتی بغلش می کردم فشارش بدم ٫
لباشو می ذاشت روی بازوم و می مکید٫
جاش که قرمز می شد می گفت :
هر وقت دلت برام تنگ شد٫ اینجا رو بوس کن .
منم روزی صد بار بازومو بوس می کردم .
تا یک هفته جاش می موند .
معاشقه من و اون همیشه طولانی بود .
تموم زندگیمون معاشقه بود .
نقطه نقطه بدنش برام تازه گی داشت .
همیشه بعد از اینکه کلی برام میرقصید و خسته می شد ٫
میومد و روی پام میشست .
سینه هاش آروم بالا و پایین می رفت .
دستمو می گرفت و می ذاشت روی قلبش ٫
می گفت : میدونی قلبم چی می گه ؟
می گفتم : نه
می گفت : میگه لاو لاو ٫ لاو لاو …
بعد می خندید . می خندید ….
منم اشک تو چشام جمع می شد .
اندامش اونقدر متناسب بود که هر دختری حسرتشو بخوره .
وقتی لخت جلوم وامیستاد ٫ صدای قلبمو می شنیدم .
با شیطنت نگام می کرد .
پستی و بلندی های بدنش بی نظیر بود .
مثل مجسمه مرمر ونوس .
تا نزدیکش می شدم از دستم فرار می کرد .
مثل بچه ها .
قایم می شد ٫ جیغ می زد ٫ می پرید ٫ می خندید …
وقتی می گرفتمش گازم می گرفت .
بعد یهو آروم می شد .
به چشام نگاه می کرد .
اصلا حالی به حالیم می کرد .
دیوونه دیوونه …
چشاشو می بست و لباشو میاورد جلو .
لباش همیشه شیرین بود .
مثل عسل …
بیشتر شبا تا صبح بیدار بودم .
نمی خواستم این فرصت ها رو از دست بدم .
می خواستم فقط نگاش کنم .
هیچ چیزبرام مهم نبود .
فقط اون …
من می دونستم (( بهار )) سرطان داره .
خودش نمی دونست .
نمی خواستم شادیشو ازش بگیرم .
تا اینکه بلاخره بعد از یکسال سرطان علایم خودشو نشون داد .
بهار پژمرد .
هیچکس حال منو نمی فهمید .
دو هفته کنارش بودم و اشک می ریختم .
یه روز صبح از خواب بیدار شد ٫
دستموگرفت ٫
آروم برد روی قلبش ٫
گفت : می دونی قلبم چی می گه؟
بعد چشاشو بست.
تنش سرد بود .
دستمو روی سینه اش فشار دادم .
هیچ تپشی نبود .
داد زدم : خدا …
بهارمرده بود .
من هیچی نفهمیدم .
ولو شدم رو زمین .
هیچی نفهمیدم .
هیچکس نمی فهمه من چی میگم .
هنوز صدای خنده هاش تو گوشم می پیچه ٫
هنوزم اشک توی چشام جمع می شه ٫
هنوزم دیوونه ام

احساس شما بعد از خواندن این داستان چیست ؟

در قسمت نظرات منتظر حرف های قلب و دلتون هستم


شنبه هجدهم آبان 1387 |

 

دوستت دارم

یه بار خواب دیدن تو به تمام عمر می ارزد

پس نگو...

نگو که رویای دور از دسترس خوش نیست قبول ندارم

گر چه به ظاهر جسم خسته است

ولی دل دریایست تاب و توانش بیش از اینهاست

دوستت دارم

تاوان آن هر چه باشد باشد

دوستت خواهم داشت

بیشتراز دیروز                          باکی ندارم

از هیچ کس و هرکس که تو را دارم عزیزم


شنبه هجدهم آبان 1387 |

 
مریم

باز کن پنجره را

بگذار باران را بهتر ببینم

می خواستم روی این شیشه ی باران خورده

اسم تو را بنویسم اما...

چشمانم بارید،دستانم لرزید

باز با خود گفتم...

هرگاه مرا به خاک سپردید

در تاریکی گور

جایی را هم برای آرزوهایم بگذارید


goli_abi2001@yahoo.com

 

مطالب اخير

... و زمان چه ساده گذشت

ای ستاره ها

من بازم برگشتمممممممممممم...

رازی را به من مگو...

...؟؟؟

بخاطر دوستم....

نقطه پایان

در انتظار کسی هستم

اگه...دوستم خواهي داشت

 
 
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل

پیوند ها

به كدامين گناه!!!(زندگي جاريست)**سوزان**

وبلاگ عشق و دوستي(محمد)

سي تا نما تا عشق(مرتضي)

فقط ميگم عاشق باشيد(ميثم)

ساز مورد علاقه من گيتار(حميد)

داستانهاي عاشقانه براي همه(امين)

باتو بودن را زندگی دوباره می نامم..(ژاله)

بهار من(بهار)

lovly(مجتبي)

وقت رفتنت نبود(سپيده)

خاطرات بي وفايي(پرهام)

هيچستان(هيچكس)

گلدون اطلسي

قصه دلها

كله پوكها

كل كل دخترو پسر

عشق من عاشقم باش

قالب وبلاگ

 

امکانات جانبی

RSS 2.0

جدیدترین کد آهنگ

 

Weblog Themes By Pars Theme